الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 64
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
أهل الجنّة لا يتحسّرون على شىء فاتهم من الدّنيا كتحسّرهم على ساعة مرّت من غير ذكر اللَّه . مهمترين شعب تزكيه ، تطهير سرّ و ذات انسان از شك و ريب در ايمان باللَّه است كه با نور معرفت از ظلمات اوهام و وساوس بدر آيد و به حليت توحيد حقيقى كه توحيد قرآنى است متحلّى گردد . و اگر همّت بگمارى كه يك انسان قرآنى بشوى كه در حقّ تو صدق آيد لا يمسّه الّا المطهّرون خوشا به حالت . حال بدان كه آنچه را مىشنوى آن را مس مىكنى و آنچه را مىگويى نيز اين چنين است . و آنچه را مىخورى هم مس مىكنى و همهء انحاء ادراكات تو ممسوس تست و تمام احوال و نيّات و شئون و اطوار تو ممسوس تست ، آن انسان قرآنى باش كه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . و با نامحرم جليس مباش خواه نامحرم آشنا و خواه نامحرم بيگانه . و مقصودم از اين نامحرم مطلق مرد و زنى است كه محرم ولايت الهى و ولايت اولياء اللَّه نيست . و بند هجدهم « دفتر دل » هم در اين امر مطلوبست ، و آن اينكه : سخن بنيوش و ميكن حلقهء گوش * مكن اين نكته را از من فراموش حذر بىدغدغه از صحبت غير * چه در مسجد بود غير و چه در دير كه اغيارند نامحرم سراسر * چه از مرد و چه از زن اى برادر دل بىبهره از نور ولايت * بود نامحرم از روى درايت ز نامحرم روانت تيره گردد * قساوت بر دل تو چيره گردد چه آن نامحرمى بيگانه باشد * و يا از خويش و از همخانه باشد ترا محرومى از نامحرمانست * كه نامحرم بلاى جسم و جانست مرا چون ديده بر نامحرم افتد * ز اوج انجلايش در دم افتد به روز روشن است اندر شب تار * به نزد يار خود دور است از يار همين نامحرم است آن ناس نسناس * كه استيناس با او آرد افلاس